زبان فارسی، بی‌دفاع در برابر تهاجم خارجی و هرج و مرج داخلی

زبان فارسی، بی‌دفاع در برابر تهاجم خارجی و هرج و مرج داخلی

دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
ارسال شده در:
۰ دیدگاه ها

زبان محاوره جوانان مؤید نابسامانی وضع فرهنگ و ادبیات کشور است. تلاش‌هایی که توسط مسئولین مربوطه صورت گرفته است نیز به نظر می‌رسد تأثیری در ساماندهی این وضعیت نداشته است. با وجود تهاجم فرهنگی و تهدیدهای خارجی، مدیریت ضعیف داخلی در امور فرهنگی، امید به بهبود این شرایط را کم‌رنگ‌تر می‌کند.

در هر جامعه‌ای، مجموعه‌ای از هنجارها وجود دارند که گروه‌های اجتماعی مختلف از آن‌ها تبعیت می‌کنند؛ اما این تبعیت پدیده‌ای نسبی است. افراد مختلف در یک جامعه که بر اساس مقولاتی مانند جنسیت، طبقه اجتماعی، نژاد و امثالهم تقسیم‌بندی می‌شوند، به میزان و شکل خاصی از هنجارها و معیارها تبعیت می‌کنند. یکی از این هنجارها، زبان معیار است.

وظیفه اصلی زبان انتقال معنا یا پیام است. در هر جامعه‌ای، زبان معیار به عنوان زبان اصلی و رسمی چه در نوشتار و چه در گفتار مورد درک و پذیرش اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه است. اما زبان دیگری نیز می‌تواند در بین برخی اعضای جامعه شکل بگیرد که با زبان معیار تفاوت دارد.

«زبان مخفی» اصطلاحی است که توسط سید مهدی سمائی مطرح شد. زبان مخفی شکل و گونه‌ای از زبان معیار است که در حوزه واژگان و عبارات خلق می‌شود و به موازات زبان رسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. بخشی از زبان مخفی ممکن است در صورت کاربرد زیاد و پذیرش اکثریت اعضای جامعه، تبدیل به جزئی از زبان معیار گردد.

زبان مخفی در اصل به منظور نامفهوم کردن ارتباطات درون‌گروهی برای غیرخودی‌ها به کار می‌رود. به عبارت دیگر زمانی که اعضای یک گروه می‌خواهند محتوای کلام خود را از اکثریت جدا کنند تا فقط هم‌گروهی‌ها متوجه مفهوم پیام شوند، از زبان مخفی استفاده می‌کنند. از زبان زرگری گرفته تا زبان شاخ‌های اینستاگرامی و توییتر نمونه‌ای از این نوع زبان هستند.

عواملی که باعث می‌شوند افراد ترجیح دهند از زبان مخفی استفاده کنند، می‌تواند متفاوت و متعدد باشد. یکی از این عوامل شکاف نسلی است. زمانی که نسل امروزی با نسل گذشته ارتباط موفق و اثربخشی نمی‌تواند برقرار کند و ایده‌ها و افکار آن را درک کند، رو به زبان مخفی می‌آورد تا روابط درون‌گروهی قوی‌تری داشته باشد.

یکی دیگر  از عوامل روی آوردن به زبان مخفی، هویت‌یابی است. اعضای یک گروه می‌خواهند که از دیگران متمایز باشند و این تمایزطلبی را در زبان خود نشان می‌دهند. آن‌ها از این طریق احساس نزدیکی بیشتری با اعضای گروه خود خواهند کرد که این احساس می‌تواند به دستیابی به یک هویت مشترک کمک کند.

فشارهای اجتماعی نیز می‌توانند موجب شوند افراد به زبان مخفی پناه ببرند. برای مثال تابوهای جنسی می‌توانند واژه‌ها یا اصطلاحاتی را تولید کنند که نزدیک به واژه‌های جنسی هستند، اما استفاده از آن‌ها مشمول تبعات و عواقب استفاده از واژه‌های جنسی رسمی نمی‌شود.

از آنجا که این پدیده، نوعی هویت جمعی برای کاربران خود ایجاد می‌کند، طبیعی است که گروهی مانند قشر نوجوان و جوان از آن بهره‌مند شود تا هویت دلخواه خود را در آن پیدا کنن یا بسازد. اما چیزی که نگران‌کننده است، این است که در سال‌های اخیر روند رشد زبان مخفی و کاربرد واژگان نامأنوس از رشد زبان رسمی و معیار پیشی گرفته است. تغییرات تکنولوژیک مانند گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیز به این امر سرعت بخشیده‌اند.

به عبارت دیگر، مشکل اصلی گسترش بیش از اندازه زبان مخفی و کوچه‌بازاری است، در حالی که رشد چشمگیری در حوزه‌های رسمی ادبیات به چشم نمی‌خورد. از طرفی برخی از این واژگان به گونه‌ای هستند که نوعی حس توهین یا بی‌ادبی را به شنونده منتقل می‌کنند، حتی اگر معنای بدی نداشته باشند.

برخی کارشناسان معتقدند والدین نباید اجازه دهند که فرزندانشان از زبان مخفی یا کوچه‌بازاری استفاده کنند، چرا که این زبان ارزش‌های فرهنگی جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد و باعث از بین رفتن جایگاه زبان موقر و شیوای رسمی می‌شود. همچنین در این زبان، ادب و ارزش‌های دیگری که در کلام نمود پیدا می‌کنند، معمولاً نادیده گرفته می‌شوند؛ این زبان در اصل برای برهم زدن چارچوب‌های رایج به وجود آمده است. حتی بعضی از این کارشناسان معتقدند که زبان نیاز به تصفیه دارد و باید چنین ادبیاتی را از آن حذف کرد.

اما کارشناسان دیگری اعتقاد دارند که زبان مخفی در درازمدت آسیبی به زبان معیار نمی‌زند. این کارشناسان معتقدند که هویت و فرهنگ پدیده‌هایی نیستند که با چند اصطلاح یا واژه از بین بروند یا تغییر پیدا کنند. حتی ممکن است زبان غیررسمی را بتوان به عنوان پویایی گفتمان در یک جامعه بررسی کرد.

طبیعی است که استفاده بیش از حد از زبان مخفی، یا استفاده از بخشی از زبان مخفی که ضدارزش محسوب می‌شود، می‌تواند به عنوان یک عارضه در نظر گرفته شود. دست کم این پدیده حاکی از ناتوانی و ناکارآمدی زبان رسمی است که اعتلای آن نیازمند توجه است. واضح است که اگر این پدیده به صورت علمی و دقیق شناسایی و بررسی نشود، می‌تواند به آنارشیسم زبانی منجر شود و خود به معضلات فرهنگی جامعه دامن بزند. 

اگرچه در فضای مجازی به نظر می‌رسد همین اتفاق افتاده است. زبان محاوره‌ای مجازی و نگارش مملو از اشتباه کاربران این موضوع را تأیید می‌کند و در برخی موارد مانند #هکسره تبدیل به یک جریان مجازی می‌شود. البته فضای مجازی بستر بسیار متفاوتی نسبت به دنیای حقیقی برای برقراری ارتباط و کاربرد زبان است، اما «زبان مخفی مجازی» می‌تواند به عنوان یک پدیده مورد بررسی قرار گیرد. 

زبان محاوره جوانان مؤید نابسامانی وضع موجود است. تلاش‌هایی که توسط مسئولین مربوطه صورت گرفته است نیز به نظر می‌رسد تأثیری در ساماندهی این وضعیت نداشته است. با وجود تهاجم فرهنگی و تهدیدهای خارجی، مدیریت ضعیف داخلی در امور فرهنگی، امید به بهبود این شرایط را کم‌رنگ‌تر می‌کند. به ویژه در حوزه واژه‌های جدید فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کاملاً روشن است که متولیان امر توجهی به کاربردی بودن ابداعات خود ندارند. زمانی که معادل کلمه فایل (محفظه‌ای برای نگهداری اسناد و مدارک)، از سوی این سازمان «پَروَن‌جا» اعلام می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت برای واژگانی که به ویژه در بین جوانان دارای جایگاهی خاص و «خفن» هستند، جایگزین‌هایی ارائه داد تا نیازها و خواسته‌های این قشر در قالب زبان رسمی پاسخ داده شود!